آدم نمی‌تونه زن نباشه

آدم توقع نداره یه وکیل با همسرش که روانشناسی خونده جوری به مشکل بخوره که با چاقو بکشدش.آدم توقع نداره پسر یه زن و شوهر که هردو پزشک هستن دوست دخترش رو بکشه و جسدش رو غیب کنه.آدم توقع نداره شهردار یه مملکت با کلت به زنش شلیک کنه.بله آمار هم همین رو میگه. پرونده‌های قتل بیشتر از هرکسی مال بی‌سوادا، فقیرا و کلا آدم‌هاییه که «امکان» و یا «توان» حل مساله ندارن و بهترین روش براشون «حذف» اونی هست که باهاش مشکل دارن‌.

ولی سه‌تا نکته وجود داره:

اول اینکه آمار میگه تو ایران از هر چهار نفر یکی مشکلات حاد روانی داره و وقتی همچین خبری منتشر میشه همه قبولش دارن و جا نمی‌خورن چون همه دارن زیر انواع فشارهایی که حقشون نیست زندگی می‌کنن. این مملکت دامگه حادثه است. شب که می‌خوابی نمی‌دونی فردا قراره با کدوم تصمیم مسخره و کدوم قانون و بخشنامه مزخرف زندگیت برسه به نقطه بحرانی. همون نقطه‌ای که ماشه رو میکشی و یا خودت رو میترکونی یا دور و بری‌هات رو.

دو اینکه آدم اگه مدام سر و کارش با اخبار جرم و جنایت باشه خیلی زود میفهمه آدم‌کشی همون‌قدر از همه دوره که سایه هر کسی از خودش. آدم بعد از دنبال کردن اخبار قتل مطمئن میشه هرکسی می‌تونه دست به جنایت بزنه پس بهتره اینقدر از خودش مطمئن نباشه.

سه اینکه آدم اگه زن  باشه باید بدونه ایران قشنگش ممکنه قتلگاهش باشه. آدم نمی‌تونه زن نباشه و فقط باید امیدوار باشه شوهرش یا دوست پسرش یا یه مرد غریبه با چاقو، باتون، دمبل، میله بارفیکس، سم یا کلت نیاد سراغش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *